دنبال تو میگردم ، در آن سحری که در جاده ها سگی پی استخوان میگردد .

در آن شبی که در خیابانها ، آواره ای پی سر پناه میگردد ،

من هم دنبال تو میگردم .

بر آستانِ کویری که در آن چوپانی مایوس دنبال علف می گردد ،

در آسمان مه آلودی که در آن گمشده ای پی ستاره قطب میگردد ، من هم دنبال تو میگردم .

آنسوی زباله دانی که در آن عاشقی پی ِ وفای ِ معشوقه اش می گردد ،

اینسوی گورستانی که در آن زنی پی ِ گورِ جگر گوشه اش میگردد .

من در ذهن ِ پیرزنان ِ کوچه نشین به جستجویِ عبور ِ کمیابِ توام .

در قدمت دبستانهای ِ قدیم ، پی عکس کودکی ِ توام .

من در بساط هر کهنه فروش ، پی پیراهن ِ نوجوانی توام .

در عطاری ها و مشام ِ عطاران ، پی عطر ِ نایاب ِ توام .

من چون رهگذری که در تابوت ِ یـأس ، آرام بر دوش ِ خاطره ها می گذرد ،

چون قماربازی که نمی داند از غم پاک باختن از کجا می گذرد ،

من چون نیمه شبی که آرام از سکوت ِ برهوت می گذرد ،

مثل ِ جانی که آهسته از کالبدِ یک رو به مرگ می گذرد ،

خویشتن را در وجود ِ تو گم کرده به جستجوی ِ تو از همه جا می گذرم .