آن شب از خیابان میگذشت . خیلی از خانه دور نشده بود ، که اتومبیلی به او زد . با عجله او را به بیمارستان رساندند ، اما کار از کار گذشت بود .

به هیچ کس درباره وبلاگ خود حرفی نزده بود . وبلاگی با نام مستعار . خوانندگان وبلاگش خیال می کردند از وبلاگ نویسی خسته شده ، مطلب تازه نمی گذارد .

 

پ. ن (1) :  اینو روزنامه همشهری 29/5/1385 چاپ کرده بود .

پ. ن (2) : وقتی خوندمش خیلی دلم گرفت . حالا هر وبلاگی ببینم که مدتها آپ نشده باشه یاد این نوشته می افتم .