تبليغاتX
خانـــــــه ای روی آب







خانـــــــه ای روی آب

برگ صد و یازدهم :....

 

نقش من ، نقش ِ یه گلدون ِ شکسته ست

بی گل و آب ، حالا موندم ، توی ایوون ِ بهار

دلم گرفته  ....

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:6 توسط باران |

برگ صد و دهم :....

پیوسته تکرار میکرد: " خدای من ! خدای من !" ... اما نه « خدا » برایش معنایی داشت و نه « من » ...

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 13:30 توسط باران |